تجدید خاطره

پیشاپیش 17 آبان روز جهانی رادیولوژی را به همه همکاران تبریک عرض میکنم

بهترین شعر در وصف پیامبر رحمت (ص) تقدیم به پیروان راستین حضرتش

 

 

 

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی از شاعران برجسته دوره سلجوقی ـ خوارزمشاهی است . دیوانی از وی برجای مانده و تركیب بند ذیل از اوست كه به اعتراف بسیاری از ادیبان و شاعران و مورخان اهل ادب بهترین تركیب بندی است كه تاكنون در وصف رسول اكرم (ص) سروده شده است:

ای از بر سدره شاهراهت
وای قبّه ی عرش تكیه گاهت

ای طاق نهم رواق بالا
بشكسته ز گوشه ی كلاهت

هم عقل دویده در ركابت
هم شرع خزیده در پناهت

ای چرخ كبود ژنده دلقی
در گردن پیر خانقاهت

مه طاسك گردن سمندت
شب طرّه ی پرچم سیاهت

جبریل مقیم آستانت
افلاك حریم بارگاهت

چرخ ار چه رفیع، خاك پایت
عقل ارچه بزرگ، طفل راهت

خورده است خدا ز روی تعظیم
سوگند به روی همچو ماهت

ایزد كه رقیب جان خرد كرد
نام تو ردیف نام خود كرد

ای نام تو دستگیر آدم
و ای خلق تو پایمرد عالم

فرّاش درت كلیم عمران
چاووش رهت مسیح مریم


ادامه نوشته

چگونه از خستگی چشم ها در برابر کامپیوتر جلوگیری کنیم؟

 

امروزه بسیاری از ما ساعات کاری خود را مقابل صفحه مانیتور سپری می کنیم و وقتی به خانه می رسیم هم خستگی تن خود را جلوی صفحه تلوزیون (یا مجددا مانیتور کامپیوتر) به در می کنیم، اما با خستگی چشمهایمان چه کنیم؟ ‏
‏ خستگی و حتی درد چشمها در برابر مانیتور یکی از شایعترین مشکلاتی است که کاربران کامپیوتر با آن مواجه اند. مساله ای که بعضی وقتها ممکن است حتی مانع از فعالیت عادی و یا خوابیدن هم بشود. شاید شما هم قبلا گرفتار چنین مشکلی شده اید و حتی به دنبال راه حلی برای آن هم گشته اید. اما چه کار باید کرد؟ ‏
‏اولین کار این است که "خستگی چشمها" را بشناسیم. یا آنگونه که این روزها مرسوم است: خستگی چشمها را از نو تعریف کنیم! ‏
‏شناخت "خستگی چشمها"
تشخیص علائم خستگی چشمها بسیار آسان است، اما چیزی که کمی سخت است، یافتن ارتباط بین این علائم و خستگی چشمهاست. چون این علائم بسیار غیراختصاصی و رایج هستند. مثلا سردرد، احساس سنگینی سر، سرگیجه یا پرش عضلات اطراف چشم و پلک می تواند نشانه ای از خستگی چشم باشد. همچنین ممکن است درد و سوزش چشمها (حتی وقتی که چشمها را می بندیم) و احساس سنگینی چشم و حتی تهوع هم علامت خستگی چشم باشند. ‏

اما مساله این است که ما بیشتر اوقات به جای توجه به این علائم که چشم برای ما می فرستد، آنها را تقصیر کم خوابی یا استرس کار و خستگی روزمره می دانیم و اهمیتی برای آنها قائل نمی شویم. ‏

چطور از دست خستگی چشم خلاص شویم؟ ‏
به چشمهایتان زنگ تفریح بدهید: بعضی وقتها بلند شدن از جلوی کامپوتر خیلی سخت است اما بهتر است هر نیم ساعت که با کامپیوتر کار می کنید، چند دقیقه ای به چشمانتان استراحت بدهید، بروید و یک نوشیدنی برای خودتان بیاورید. با کسی که قرار است پروژه ای را تحویلش بدهید کمی تلفنی صحبت کنید. از پنجره به بیرون نگاهی بیندازید یا هر کار دیگری که مستلزم نگاه کردن به صفحه مانیتور نباشد انجام بدهید. چشم شما قدرشناسی خود را نشان خواهد داد و کمتر بهانه خواهد گرفت.

حدیثی گوهربار از پیامبر اعظم (ص)

آیت الکرسی سید آیات قرآن کریم

پيامبراکرم(ص) به حضرت علي (ع) فرمودند : " يا علي ! من سيد عربم- مكه سيد شهر هاست -  كوه سينا سيد همه كوه هاست -  جبرئيل سيد همه فرشتگان است – فرزندانت سيد جوانان اهل بهشتند- قرآن سيد همه كتاب هاست – بقره سيد همه سوره هاي قرآن است – ودر بقره يك آيه است كه آن آيه 50كلمه دارد و هر كلمه 50 بركت دارد و آن آيت الكرسي است

پاداش كسي كه آيت الكرسي را زياد مي خواند

عبدالله بن عوف می گوید:" شبي خواب ديدم كه قيامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آساني بررسي كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ هاي زيادي به من نشان دادند. به من گفتند: درهاي اين كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.
بعد گفتند: خانه هايش را بشمار. ديدم 175 خانه بود. به من گفتند اين خانه ها  مال توست.. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پريدم و خدا را شكر گفتم.
صبح كه شد نزد ابن سيرين رفتم و خواب را برايش تعريف كردم
او گفت : معلوم است كه تو آيه الكرسي زياد مي خواني. گفتم : بله ؛ همين طور است. ولي تو از كجا فهميدي. گفت براي اينكه اين آيه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زيركي حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت: هر كه آيه الكرسي را بسيار بخواند سختي هاي مرگ بر او آسان مي شود.

داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم

تقدیم به همه همکاران عزیز پرتو نگار . با آرزوی قبولی طاعات شما در ماه مبارک رمضان

 

داستان خواندنی “تردید در عمل”

مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن.

عمرش را گذاشته بود روی این کار تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود

و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد .

می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه !

آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی …

گذشت و به مقصد رسیدیم .

موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم .

پرسیدم بابت چی ؟

گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم

اما هنوز کمی مردد بودم .

وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .

با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم .

فردا خدمت می رسیم

تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .

من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم