حریص

شاگردی از استادش پرسید :

حریص چیست؟و چرا می گویند که حریص هماره در ناآرامی است؟

استاد لحظه ای سکوت کرد و سپس به او گفت به گندم زار برو و پرخوشه ترین گندم را بیاور.

در هنگام عبور از گندم زار یادت باشد که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی بازگشت.

استاد پرسید چه آورده ای؟

شاگرد با حسرت جواب داد:

هیچ!هر چه جلوتر می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم وبه امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت: حریص یعنی همین.

و به خاطر همین است که حریص هیچ آرامشی ندارد حتی اگر صدها خوشه گندم داشته باشد.

کاری از گروه هشت بهشت